شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
118
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
جودوا على مشتاقكم بلقائكم * فالصّبّ عند لقائكم مرتاح « 1 » و تغنّموا فالوقت طاب لقربكم * راق « 2 » الشّراب و راقت الارواح * 9 يا لعل ناب نوشند از صبح تا به شام * يا لعل يار بوسند از شام تا سحر همگنان بر مقتضاى فرمان جمشيد در موارد مرادات و مشارع لذات به خلاف شرع شروع كردند و تمتع نعيم جاودانى به تتبع شهوات نفسانى از دست بدادند . يكى مىگفت امروز كه مراد نفس حاصل است و مواد انس متواصل : بده جام مى ، اى سرو سهى ، زود * كه زود از ما جهان خواهد تهى بود چو زد مرغ سحرگاهى پر و بال * پر و بالى بزن تا خوش شود حال مى جان پرورم ده در صبوحى * فانّ الرّاح ريحانى و روحى * 10 ديگرى مىگفت : اكنون كه نسيم ارديبهشت « 3 » مزاج تسنيم بهشت داد ، لمولفهء « 4 » : بيار « 5 » آن باده خوش بوى چون مشك * كه همچون ماهى افتاديم بر خشك بيا تا يك شبى دلشاد باشيم * دمى از غم چو سرو آزاد باشيم به شادى آستينى برفشانيم * چو تنگ آمد « 6 » اجل ، مركب برانيم مى و معشوق و عشق و روز نوروز * ز توبه توبه بايد كرد « 7 » امروز ديگرى مىگفت كه در اين موسم ، صبا در تنسم است و شكوفه در تبسم و گل رعنا در تغنج * 11 و بلبل در تفرج و روايح « 8 » گل بنياد تنسم كرد و زبان عندليب آغاز ترنم و صبا جيب لاله بگشاد و شمال ، گريبان غنچه چاك زد : چمن از دست گل پيمانهها خورد * صبا زلف سمن را شانهها كرد كنار جوى از سبزه چپر بست * ميان كوه از لاله كمر بست هزاران گل چو طفل نوشكفته * ز برگ سبز لوح نو گرفته
--> ( 1 ) - اساس : مرباح . ( 2 ) - اساس : راقت ( 3 ) - ج : ارديبهشتى . ( 4 ) - ب و ج : - لمولفه . ( 5 ) - ج : بيارا باده . ( 6 ) - ب و ج : آيد . ( 7 ) - ج : كردن . ( 8 ) - ب : رواح .